پنجشنبه یازدهم تیر 1388
خداحافظ
تموم شد
ازدواج کرد
همین
عشقم با عشقش ازدواج کرد
خداحافظ
حالا من موندم و کاست باران عشق
دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388
رویای روزهای با تو بودن
خیلی حال میداد.
ولی این بازی برای وبلاگ دیدن خوب نیس
مخصوصا اگه تو رویای روزهای با تو بودن باشی
چرااااااااااااااااااااااااااا؟
بس کن داری اذیتم میکنی.
این رسمش نیسسسسسسسسسس
آره یا نه؟
همین؟
این پست اینقدر میمونه تا جواب بگیرم.
فهمیدییییییییییییییییی؟
دوشنبه هفدهم فروردین 1388
و اما......
یه رفیقی گف خیلی وقته اپ نمیکنم منم اومدم که به روز کنم
شعر ندارم ولی خبر چرا...
اول اینکه نوروز ۸۹ پیشاپیش مبارک
دوما بهمن ۸۷ تو نمایشگاه دستاوردهای سی ساله (موخترعین)............غرفه برتر انتخاب شدیم.
همین
با اجازه ما رفتیم
چهارشنبه بیستم شهریور 1387
چه کنم؟
ماهی ام شوریده؛
ماهی ام نالان است؛
بی تو امشب چه کنم؟
صاعقه ها مثل ساقه ساده اند
ساقی صا عقه ام امشب به فنا رفت ؛ سحر را چه کنم؟
شنبه دوم شهریور 1387
جو گیر
خدا وکیلی هم فاز کارای اون نیس؟
----------------------------------------------
تو خیالتم نیار که یه روز عذا بگیری
من به فکر خنده ی تو ، تا با خنده جون بگیری
تو خیالتم نیار که یه روز تنهات بذارم
بی تو از دنیای آبی ، برمو اشکات ببارن
تو خیالتم نیار که یه روز چشات ببارن
چون نمیرم از کنارت ، نمیزارم که ببارن
تو خیالتم نیار که شبو تنها بمونم
تو همیشه شبا با من ، یا توی رویا یا تو خوابم
آره من ، من همونم
آره من ، من همونم
سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387
استاد بینش پژوه
میگه:
هی منو تهديدم نکن که میرم، يه چيزيم دستی میدم نباشی؛
چيکار کنم که قهر کنی دوباره؟ چيکار کنم که بي خيال ما شی
مبینین چه تیمیزه!!!؟؟؟؟
دوشنبه چهاردهم مرداد 1387
باز هم خواهم گفت
من نمیدانم
نمیدانم
نمیدانم
باز هم خواهم خواند
من نمیمانم
نمیمانم
نمیمانم
باز هم خواهم جست
من که بودم
من که هستم
من که باشم
----------
باز هم خواهم گفت
من نمیدانم
نمیدانم
نمیدانم

