دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386
اینم روزگار من!!!
یه زمانی من حالتو میگرفتم ولی حالا چی؟ حالا تو حال منو اساسی میگیری
دوستان از خدا پنهون نیس از شما چه پنهون ااون وقتا (منظورم همون وقتایی که همه میگن) من واسه خودم تو بازاراعتباری داشتمُ اندامی داشتم ُتیپی داشتم... اینم عکس جوونیام

ولی حالا چی؟ نه از اندام خبریه نه تیپ نه..........
اینم روزگار من!
جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386
دل سنگی
اینجا مینویسم شاید به دردتون بخوره
( اینم عکس که خیلی ها گیر دادن که چرا عکس نداره )

یه دل سنگی تو دستم
خیلی دل باهاش شکستم
هر دفعه یه دل شکستم
تو دل دیگه نشستم
(من نگویم که نظری ثبت کنید ............. نظری در دل خویش جا داده و دل ما شاد کنید ) (شهاب سپهری )
دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386
اهل کاشانی.........شهرام کاشانی
خیلی از دوستان گفته بودن عکس بذارم یا در مورد اهنگ حرف بزنم و......
منم تو این پست یه عکس از دومین خواننده محبوب خودم میذارزم که ایشالا خوشتون میاد
منبع رو هم از پایین عکس حذف نکردم چون نا مردیه.

معروف ترین و جزو کم سطح ترین کار شهرام خان ، نازی جون هستش که با اوون فوق العاده معروف شد و به نظر من بهترین کارش اسمش هست - آخه خوشحالم -. مخصوصا اگه کلیپ این کارش رو ببینید حتما خوشتون میاد.
در ظمن البومه جدیدش رو هم حتما گوش بدید چون ارزشش رو داره
اسم البوم هست بازی تمومه.
بای بای تا پست بعدی
دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386
دل خوش
مرد بقال ار من پرسید:
چند من خربزه میخواهی؟
من از او پرسیدم:
دل خوش سیری چند؟
سهراب سپهری
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386
خدا نزدیک است
تازگی ها یه کتاب خریدم به اسم (( خدا نزدیک است )).
همه کتاب جالبه ولی یه متنش جالبتر از بقیه بود. اینجا مینویسم تا شما هم
بی نصیب نشید:
پیدا کردن نور
وقتی میخواهید تصمیم مهمی بگیرید، میتوانید در تاریکی مطلق تنها
بنشینید و با خدا درباره راه هایی که پیش رو دارید و میخواهید تصمیم
بگیرید کدام را انتخاب کنید صحبت کنید. سپس ساکت بنشینید و به
پاسخ او گوش بدهید.
در تاریکی نور را پیدا کنید.
به تو دوست عزیزم پیشنهاد میکنم که حتما کتاب رو تهیه کنی چون خیلی
خیلی جالبه.
(( خدا نزدیک است – صد و یک راه برای گفتگو با خدا ))
نوشته : دنی دیلی مک کال
ترجمه: اشرف رحمانی و کورش طارمی
ناشر :انتشارات راشین
اگه خواستی بگو تا برات مشخصات کامل رو بگم تا راحت گیرش بیاری
قیمتش نسبت به حرفاش مفته،
همش 500 تومن ناقابل.
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386
....و ما مردمانی هستیم که ادعای زندگی کردن را مینماییم
و با نام آنکه بر ما زندگی بخشید.
زندگی دو تعریف دارد. یک خموشی،دو عشق؛ خموشی برای آنکه در جهالت بودن آدمیان را شامل است و عشق به خاطر پایبند بودن ما به گفتاری که هیچ وقت به آن پایبند نیستیم.چیزی نمی توان از زندگی در یافت که در هر یک از تعاریف گنجانده نشود. خموشی است که ما آدمیان در آن فرو رفته ایم؛ ما آدمیان به سان گل فرو رفته در گِلیم.ما آدمیان نا توانیم به انجام عملی که تنها در رویاهامان می باشد. ما خود به سان رویاییم. ما انگار، آدمیم؛ ولی آیا واقعا چنین است؟! زیست عالی تنها برای آدمیزاد میباشد نه برای پریزاد. ما زمانی زنده زنده ایم که زندگی میکنیم . ولی آیا ما زندگی میکنیم؟آیا خود را زنده میبینیم؟ آیا آری؟ کسی زنده است که معنی درونی و حقیقی عشق را در یابد، کسی که واقع بین باشد. آیا ما واقع بینیم؟ به راستی ما مفهوم عشق را میدانیم؟ آیا عشق تنها دوست داشتن است؟ مگر دوست داشتن قطره ای از اقیانوس عشق نمی باشد؟ آیا کسی توانایی تعریف آن را دارد؟ چه کسی تا به حال جرات تعریف عشق را کرده؟ آیا کسی زنده است؟و آیا کسی در روشنایی و در ابدیت راه دارد؟
..... و ما مردمانی هستیم که ادعای زندگی کردن را
مینماییم. شهاب
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386
بسم اللهه وبلاگ
سلام
سلام به زندگی اینترنتی
سلام به ساکنان اینترنتی
سلام به جهان آزادی
سلام به سلام به تو بیننده وبلاگ دیووووونه باز![]()
- دیوونه باز؟ هه.ماشین باز ،موزیک باز و.... . همه چی باز شنیده بودیم جز دیوونه باز
تعجب کردی؟
- تعجب که نمیشه گف، بهتر بگم شاخ در آوردم.
به خاطر اسمه؟!!
- آره خب.![]()
تعجب نکن. درست میبینی. دیوووووووووووووووووووووووووووووونه باز
نمیخوام تو پست اول زیاد سرتون رو درد بیارم.ایشالا، سکانس بعدی توو پست بعدی.....
دیووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونه باز