بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
دیوونه بازی کار منه!!!
پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386
اشک زخمی
منو از خودت نرنجون
تو دیگه خیالمی
تو شبای گم شدن
تو شبای بی کسی
منو از خودت نرنجون
تو دیگه یار منی
گم شدم پیدا شدی
هم نفس، هم سازمی
منو از خودت نرنجون
من فقط یه عاشقم
تو زندگیم تو سروی و
تو نقاشی شقایقم
منو از خودت نرنجون
من خودم رنج و عذابم
توی حس گم شدن
من همون یه قطره ابم
نوشته شده توسط خل و چل
در | لینک ثابت
•
